شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

420

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

( * 9 ) - كالهالة على القمر . . . : همانند هاله بر گرداگرد ماه و پردهء غلاف شكوفه‌ها بر شاخه‌هاى درخت . الاكمام : جمع كمّ ، پرده غلاف شكوفه كه غنچه در آن جاى دارد . ( * 1 / 9 ) - سبى : به فتح اول ، برده ، آنچه اسير شود و غالبا اسر مخصوص مردان و سبى مخصوص زنان است . ( دهخدا ) ( * 2 / 9 ) - رضاعت : شيرخوارگى . ( * 3 / 9 ) - حب ابلوج : در اصطلاح ، گل قند . حب : به فتح اول ، هرچيز گرد كوچك كه كمابيش به اندازهء نخودى باشد ، دانه . ابلوج : به فتح اول ، قند سفيد ، قند سوده ، قند نرم سفيد . ( * 4 / 9 ) - حمل حولى : برّه سال دوم درآمده ، ( بره يك ساله ) . ( دهخدا ) ( * 5 / 9 ) - شموس : سركش ( اسب و استر و مانند آن ) چموش ، توسن . ( * 10 ) - فان هى اعطتك اللّيان . . . : پس اگر زن به تو نرمى ( نشان ) داد همانا كه براى غير تو از دوستان خويش نيز نرم خواهد شد ، و اگر سوگند خورد كه دورى نمىشكند پيمان او را ، پس ( بدان كه ) نيست ( زنان ) سرانگشت خضاب كرده را سوگند و قسم . ( كليله و دمنه - مينوى ص 48 ) . ( * 11 ) - لا عصمة الّا بتوفيق اللّه . . . : عصمت و پاكى نيست مگر با توفيق خداوند و صبر و بردبارى نيست مگر با تاييد او و صداقت نيست مگر با نيت ، و فكر و انديشه نيست مگر با مشورت كردن . ( * 12 ) - هى المشاهد و الآثار . . . : اين جايگاهها و نشانه‌ها و خرابه‌ها خبر دهنده‌اند به اينكه آن قوم كوچ كرده‌اند .